السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
342
جواهر البلاغة ( فارسى )
است ؛ مانند : حسامه فتح لاوليائه و حتف لأعدائه . شمشير او براى دوستانش پيروزى و براى دشمنانش مرگ است . و يسمّى قلب كلّ لإنعكاس التّرتيب . و قلب كلّ ناميده مىشود چون ترتيب حروف ، وارونه شده است . و در فارسى مانند : رأى تو يار صواب ، داد تو محض و داد * فتح تو حتف حسود ، ضيف تو فيض مراد و مانند اين شعر حافظ : عمرى ز پى مراد ضايع دارم * وز دور فلك چيست كه نافع دارم و مانند : اللّهمّ استر عوراتنا و آمن روعاتنا « 1 » خداوندا زشتىهاى ما را در پرده بدار ، و هراسهايمان را آسوده بساز . « عورات » جمع « عورة » ، و « روعات » جمع « روعة » است . حروف اين دو واژه جابجا شده است و اين قلب بعض ناميده مىشود چون ترتيب حروف كاملا وارونه نگشته . و مانند : رحم اللّه امرا أمسك ما بين فكيّه و أطلق ما بين كفّيه . خداوند رحمت كناد كسى را كه آنچه در ميان دو فك اوست نگه دارد و آنچه در ميان دو كف اوست رها سازد . ( هزينه كند . ) در اين مثال « فك » و « كف » حروفش وارونه شده است . و در فارسى مانند اين شعر حافظ : بوى بنفشه بشنود زلف نگارگير * بنگر به رنگ لاله و عزم شراب كن و إذا وقع أحد المتجانسين فى اوّل البيت و الآخر فى آخره ، سمّى مقلوبا مجنّحا كأنّه ذو جناحين . و زمانى كه يكى از دو متجانس در آغاز بيت و ديگرى در پايان بيت قرار گيرد جناس
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 20 ، ص 192 ، باب 17